یکی از شهرهای خوش آب و هوای اطراف تهران یک خونه خریدم . هر از گاهی میرم اونجا
پدر مادرم البته بیشتر وقتها اونجایند. خیلی مکان خوش آب و هواییه چند تا پارکم جلوش داره. خلاصه اگه با دل خوش بری عین بهشته. ولی
من چون همیشه با تنهاییام میرم بدتر غمگین میشم. وقتی میرم اون خونه انگار رفتم دادگاه ذهن هی خودم رو بابت کارهای کرده و نکرده ام توبیخ می کنم. بعد وقتی برمی گردم انگار از جلسه دادگاه برگشتم.
من نمیدونم واقعا
من کی آرامش می گیرم کی راضی میشم اصلا آیا
من اگه ازدواج می کردم اینقدر تنها بودم یا داشتم با شوهرم دعوا می کردم. ولی اینقدر رو میدونم که اگه با کسی که واقعا دوسش دارم ازدواج می کردم هم خودم هم اونو خیلی خوش بخت می کردم. حجاب...
ما را در سایت حجاب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 20:14